صائن الدين على بن تركه
246
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
به قدر مساعدت زمان . اينجا گنجايى بيان آن نخواهد بودن . بعد از آن ركنى وجودى است كه نفع آن به غير « 1 » متعدى تواند شد « 2 » . اينها همه اركان وجودىاند كه متعلق صدور آنها زمان است كه مبدأ طرف محيط « 3 » و اطلاق خواهد بود . و بعد از اين دو ركن ديگر هست : يكى عدمى و آن صوم است ، و يكى وجودى كه متعلق صدور آن مكانى است كه طرف كثافت و تقييد « 4 » است و آن حج است و ازاينرو مشروط به استطاعت آمده . اصل سوم آن است كه در طى اين ترتيب ، مدارج ترقى سالك در مرتبهء افعال و بيان كليات منازل او كه در بيابان « 5 » طلب واقع گشته اولا عموم سالكان مسالك كمالات انسانى را ، و بعد از آن منازل خاصهء ختمين را روشن گردانيده چنانچه اولا بر رهروان شاهراه كمال واجب آمده ، آن است « 6 » كه دست توسل از ساير صور كونى كه مشوب به عوارض زمانى و مكانى باشد تمام فروشويد « 7 » ، و در عروهء وثقاى كلمتين وجوديتين زند ، و ظاهر و باطن خود را به آثار و خواص حروف آن متحلى و متحقق سازد . چنانچه بيست و چهار ساعت كه ادوار و اطوار اشخاص زمانى بدان مىگردد مطلقا زمام تصرفش به دست اعيان اين حروف باشد كه هر ساعتى قهرمان وقتش يكى از ايشان باشد ، هرآينه به ميامن تصرفات اعيان وجودى و تأثيرات اسماى ايشان صلاحيت اين معنى در او پيدا شود كه متحقق به حقيقت قلبى انسانى گردد و قاب قوسين وجوب و امكان را دريابد و بدان مرتبهء جليله رسيدن گيرد و سر فحواى : « منه بدا و اليه يعود » بر او هويدا شود و روشن گردد « 8 » . كين آن سر كوچه بود كه اول * ز آنجا « 9 » به همه جهان سفر كرد و چون بدين مرتبه فايز گشت ، او را استعداد آن پيدا شود كه در عين
--> ( 1 ) - ب : آن غير . ( 2 ) - ب : مىشود . ( 3 ) - ب : محيط او . ( 4 ) - م 2 : تقيد است . ( 5 ) - ب : در بيان . ( 6 ) - ب : اين است . ( 7 ) - ب : شدند . ( 8 ) - ب : فرد . ( 9 ) - ب : از آنجا همه .